
- خواننده : محمد اصفهانی
- نام قطعه : کوچه باغ راز
- تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۴۰۳
- دسته بندی : تک آهنگ
متن آهنگ کوچه باغ راز
___________ ○•.♫.•○___________
چشای تو نور کوچه باغ رازه چشای من ظلمت شب نیازه با همدیگه راز و نیازی
داشتیم حکایت دور و درازی داشتیم با همدیگه راز و نیازی داشتیم حکایت دور
و درازی داشتیم اما پس از اون آشنایی آن همدلی آن هم زبانی از گرد راه اومد جدایی
رفتی و چشم به رام گذاشتی تو این قفس تنهام گذاشتی حالا نمیدونم کجایی
کاشکی یکی بود مارو با هم آشتی میداد کاشکی چشامون باز تو چشم هم میوفتاد
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
♪♪♫♫♪♪
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
اما پس از اون آشنایی آن همدلی آن هم زبانی از گرد راه اومد جدایی
رفتی و چشم به رام گذاشتی تو این قفس تنهام گذاشتی حالا نمیدونم کجایی
کاشکی یکی بود مارو با هم آشتی میداد کاشکی چشامون باز تو چشم هم میوفتاد
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
___________ ○•.♫.•○___________








