
- خواننده : محمد اصفهانی
- نام قطعه : شب تار
- تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۴۰۳
- دسته بندی : تک آهنگ
متن آهنگ شب تار
──────┤ ○•♩♫♩•○ ├──────
دیگه از خستگیام خسته شدم خسته شدم
دیگه از بستگیام بسته شدم بسته شدم
میزنم تیغ به بند بستگی مگه آزاد بشم ز خستگی
بسه تنهایی دیگه توی قفس بسه این قفس
بدون همنفس دیگه بسه تشنگی بدون آب
خوردن فریب و نیرنگ سراب واسه هر کی دل
من تنگ می شه تا میفهمه دلش از سنگ
♫ • ♫ • ♫
میشه دوستی از رو زمین پاک شده مردی
و مردونگی خاک شده هر کی فکر خودشه
تو این زمون تو نخ آب یخ و گرمی نون باید حرف
دلمو گوش کنم غمه دنیارو فرا موش کنم دستمو
بلند کنم به آسمون خودمو رها کنم از این و اون
دلمو جدا کنم از آدما سینمو پر کنم از یاد خدا
──────┤ ○•♩♫♩•○ ├──────








